تبليغاتX
مثل هیچکس
کسی که مثل هیچکس نبود...
تو ،

وعده ی راست خدا به من...

تو ،

شأن نزول آیه ی زندگی من...

تو ،

بزرگترین معجزه ی عمر منی!


http://range-ashena.persiangig.com/ring.jpg


+ نوشته شده در  91/02/23ساعت   توسط هیچکس  | 

می فرستم پاره ی تنم را

به پاره ای از بهشت...

و چشم امیدم تنها به آن است که قبول می کنی

دلی را که لحظه ی آخر

تنها به عشقِ شش گوشه ی تو از سینه ام کندم... +

+ نوشته شده در  91/02/02ساعت   توسط هیچکس  | 

این روزها

بیش از همیشه پناه می برم...

از خودم،

به خدا !

+ نوشته شده در  91/01/20ساعت   توسط هیچکس  | 


وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً... (سوره روم - آیه 21)



حالا که آمده ای و روزنه ی نگاه من به خدا شده ای،

بمان و "خلیفة الله فی الأرض" من باش...!

+ نوشته شده در  91/01/03ساعت   توسط هیچکس  | 

باور کن این روزها همه خیلی دوستت دارند!

فقط حیف که مرده ای ... !!!


لاله جان

من نیز چون تمامِ دیگران

تنها این چهل روز بود که بیش از همیشه دوستت داشته ام ...

و حق بی تابیِ نبودن هایت نه برای من،

که برای آنهایی است که نه تنها این چهل روز

بلکه همیشه دوستت داشتند،

و تا همیشه نیز خواهند داشت...

(روحت شاد... و قلب عزیزانت آرام!) +


http://range-ashena.persiangig.com/image/Laleh.jpg


+ نوشته شده در  90/12/25ساعت   توسط هیچکس  | 

کسی چه می داند؟

شاید هم روزی که آفتاب عالم از مکه برآید

قبله ی مسلمین از کعبه به شش گوشه بچرخد!

+ نوشته شده در  90/12/13ساعت   توسط هیچکس  | 

آنکس که تو را شناخت، جان را چه کند؟

فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟

دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی

دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند؟

ای در دلِ من میل و تمنا همه تو

واندر سر من مایه ی سودا همه تو

هرچند بروی کار در می نگرم

امروز همه تویی و فردا همه تو...

+ نوشته شده در  90/11/28ساعت   توسط هیچکس  | 

تو رفتی

و از تو تنها خاطراتی به جامانده،

که به اندازه ی خاک مزارت سرد است!


و این تنها مادر توست

که تا ابد از سردیِ این داغ می سوزد...

+ نوشته شده در  90/11/19ساعت   توسط هیچکس  | 

یک ترافیک اندیشه پشت سانحه ی بغض هایم مانده!

خدایا،

این گذر را خودت باز کن...

+ نوشته شده در  90/10/29ساعت   توسط هیچکس  | 

باید آنقدر پرواز بدانی

که تمام آرزوهایی که برای بزرگ کردنش داشته ای را

نه در کنارش،

که از آسمان نظاره کنی...

+ شهید احمدی روشن و فرزندش

+ نوشته شده در  90/10/22ساعت   توسط هیچکس  | 

گاهی فکر میکنم

اگر در زبان فارسی هم مانند زبان انگلیسی

برای ضمیرهای "تو" و "شما"

تنها یک ضمیر مشترک وجود داشت

چه حجم وسیعی از بار نیش و کنایه ها کم می شد!

+ نوشته شده در  90/10/19ساعت   توسط هیچکس  | 

درس خواندن چقدر دلگیر است

در اتاقی که از تو خسته شده

گوش دادن به تیک تاک زمان

زل زدن به کتاب بسته شده  +

+ نوشته شده در  90/10/13ساعت   توسط هیچکس  | 

فرو دادم مهیب ترین حرف هایم را

در پستوی صدایی که آرزوی فریاد شدن داشت...

+ نوشته شده در  90/09/30ساعت   توسط هیچکس  | 

عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است،

دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است!

+ نوشته شده در  90/09/26ساعت   توسط هیچکس  | 

و جنین هایی هم هستند

که نه حتیّ بعد از نُه ماه،

که بعد از یک عمر هم انگار

هرگز زاده نمی شوند...


و تو فارغ نمی شوی

و همچنان تحمل می کنی

مشّقت حمل باری را

که بر تمام جانت سنگینی می کند

و به معجزه ایمان داری

که هنوز هم زنده ای...

+ نوشته شده در  90/09/23ساعت   توسط هیچکس  |