خوب میدانی که اوضاع دلم مطلوب نیست

با قلب مضطر از هیاهو دوستت دارم...

یا ضامن "آهوی مضطر" دوستم داری؟

 

آهوهای این دشت

همه

چشمشان به ضمانت توست.

 

(نشون به این نشونی)

یا کریم ابن الکریم

دلم گرفته برایت... فقط خدا دانست

چقدر بغض شکستم، بجای هر سال م

من این عجیب ترینِ نشسته در دل را

به فال نیک گرفتم برای امسالم...

 

(قبر تو را مهجور می دارند و می گویند:  او شیر صفین است! قبرش هم خطر دارد)

143

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد


بی دلی در همه احوال خدا با او بود

او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد

+

ای که به عشقت اسیر...

سلسله ی موی دوست حلقه ی دام بلاست

هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست


مرو ای دوست...

سبکبار رفتی و

بار وداع را روی شانه هایمان سنگین کردی..


و لحظه ی تلخ امروز

با بغض غریبانه زمزمه کردیم،

خدا پشت و پناهت...  ای مــرد!     +   +   +   +


تو که امروز آبرو دارِ خدایی،

فردای ما هم که از راه رسید

فراموشمان نکن...

روز اول

اضطراب و طپش رویت فردا به کنار

نگران دهمین روز از این ماه غمم...


سی روز آغوشِ گرم

اینکه بهانه بگیرم

مثل احساس کودکی که

تمام وجودش سرشارِ نیازِ آغوش است و

برای دوباره برگشتن به گرمای وجود مادرش لج می کند...

لج می کنم!

وقتی بعد از یک ماه روی زمین می گذاری ام!...


حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود...

ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست آنجا!! اگر عباس بود...

آهِ در سینه نشسته

بغض بی انتهای این سینه...

به بلندای ضریح توست! +

در اوج غنا فقر تو در جان من است

به سان عاشقی که دل در گرو معشوق دارد،

همچو معشوقی که دل ز عاشق می رباید...

این دل مشق شبش را از بر است!

نیاز نیست محتاجم کنی که بفهمم به تو احتیاج دارم!

حدیث عشق تو

به نیم قطره ی اشک محبتت ندهم

اگر دهند به دستم تمام عالم را


اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم،

هزار بار بمیرم نبینم آن دم را


من و جدا شدن از کوی تو! خدا نکند!

خدا هرآنچه کند از توام جدا نکند...

قالو بلی نگفته اسیر کسی شدیم...


تو آنچنان مصداق "اظهر الجمیل" بودی

که تمام تو،

تنها با "من رایت الا جمیلاً" تفسیر می شد!

در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد


بِکشانی مرا و آنچنان پنهان شوی

که تمام جهان را به جستجوی عطر تو زیر و رو کنم...


فرق می کند!

اصلا حسين جنس غمش فرق مي‌كند

اين راه عشق، پيچ و خمش فرق مي‌كند

اينجا گدا هميشه طلبكار مي‌شود

اينجا كه آمدي كرمش فرق مي‌كند

شاعر شدم براي سرودن برايشان

اين خانواده محتشمش فرق مي‌كند

"صد مرده زنده مي‌شود از ذكر يا حسين"

عيساي خانواده دمش فرق مي‌كند!

از نوع ويژگيِ دعا زير قبه‌اش

معلوم مي‌شود حرمش فرق مي‌كند

تنها نه اينكه جنس غمش، جنس ماتمش

حتي سياهي علمش فرق مي‌كند

با پاي نيزه روي زمين راه مي‌رود

خورشيد كاروان قدمش فرق مي‌كند

من از "حسينُ منّي" پيغمبر خدا

فهميده‌ام حسين همه‌اش فرق مي‌كند!


+ علی زمانیان

همین!


با خدا بساز، کار را درست می کند!

(آیت الله العظمی بهجت)

پرواز در عرش


و اگر زندگی را با برای تو مردن آموخته بودم...

و اگر بگیری هزار بار جانم را

و زنده بداری أم یکدم به آرزویت  +

امانت

امانت داری دشوار است!

و اگر صاحب مال خدا باشد،

دشوار تر...

نام حبیب هست و نشان حبیب نیست...


از وسعت حجم بغض نیامدنت هم که بگذرم

اما،

زیر سنگینی بار این شرم، کمر خم خواهم کرد...

تو

از همان جا که هستی

هر روز

نگاهم می کنی و من

هر لحظه زخم غربتت را نمک می زنم!


عمریست که از حضور او جا ماندیم    

در غربت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر است تا که ما بر گردیم،

ماییم که در غیبت کبری ماندیم...   +

نقطه ضعف

ربطی به شدت و ضعف ایمان ندارد

تا مادامیکه نقطه ضعف داری

در معرض امتحانی!

پیش از ازل

گام به گام تا مقصد تو آمدن و

درکٍ رازٍ از ابتدا بودنت...


تو از ازل تا به همیشه جاودانه ی!

پیامبر اکرم (ص) :

علی جان!

هر خراشی که از چوبی بر تن انسان وارد می شود، و هر لغزش قدمی (زمین خوردنی) بر اثر گناهی است که از انسان سر زده(و جزای آن گناه است)،

و خداوند گرامی تر از آن است که آنچه در دنیا عفو کرده را دوباره (در قیامت) بازنگری کند،

و عادلتر از آن است که در آخرت آنچه را که در این دنیا عقوبت فرموده بار دیگر کیفر دهد...


+ منبع

پژواک

بلندترین صدای عالم هم که باشم

لالِ لال می شوم

وقتی که انعکاس صدایت، آرام در دلم می پیچد...

یا ستّار العیوب، من لی غیرُک...


يا مَنْ اَظْهَرَ الْجَميلَ وَ سَتَرَ الْقَبيحَ وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ عَنّى

يا كَريمَ الْعَفْوِ يا حَسَنَ التَّجاوُزِ يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ وَ يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ

يا صاحِبَ كُلِّ نَجْوى وَ يا مُنْتَهى كُلِّ شَكْوى

يا كَريمَ الصَّفْحِ يا عَظيمَ الْمَنِّ يا مُبْتَدِءَ كُلِّ نِعْمَةٍ قَبْلَ اسْتِحْقاقِها

يا رَبّاهُ يا سَيِّداهُ يا مَوْلَياهُ يا غايَتاهُ يا غِياثاهُ

صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَسْئَلُكَ اَنْ لاتَجْعَلنى فِى النّارِ ...


نازنینم،

من کیستم که ادعا کنم

به بخشودن گناهی که تو از آن چشم پوشیده ای...

و حال آنکه خود نیز غرق روسیاهی ام...

(جسارت و قصاوتم را به انسان بودنم ببخش)!

هیچ حرفی ندارم! حرف تو که باشد...

می فرستم پاره ی تنم را

به پاره ای از بهشت...

و چشم امیدم تنها به آن است که قبول می کنی

دلی را که لحظه ی آخر

تنها به عشقِ شش گوشه ی تو از سینه ام کندم... +

این روزها

بیش از همیشه پناه می برم...

از خودم،

به خدا !

قبله نمای قلب من

کسی چه می داند؟

شاید هم روزی که آفتاب عالم از مکه برآید

قبله ی مسلمین از کعبه به شش گوشه بچرخد!

من لی غیرُک؟

آنکس که تو را شناخت، جان را چه کند؟

فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟

دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی

دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند؟

ای در دلِ من میل و تمنا همه تو

واندر سر من مایه ی سودا همه تو

هرچند بروی کار در می نگرم

امروز همه تویی و فردا همه تو...

ألسَلامُ عَلَی ألرَّأسِ المَرفُوع

عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است،

دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است!

غیرت الله

یقین دارم؛

رفته بود کنار فرات،

تا ادب را تربیت کند !

وگرنه؛

اگر بنای جنگ داشت،

غیرت چشمانش لشکری را به تیغ می کشید!

هلال غم

داغی که وسع تاب تحمل ندارمش

هُرم سفر به وادی ماه محرم است...

توبه یا تکرار

گناهکار بودن به گناه کردن نیست!

به راهی است که بعد از انجام گناه در پیش می گیری!

عذاب وجدان

این همه بی مهری دیده ای،

باز هم در مهربانی کم نمیگذاری!

چقدر عرق بریزم کافیست؟!

بیش از این مرا شرمنده ی خوبی هایت نکن...

جَذَبه

باید حق دیوانگی ات را ادا کرده باشی

که بفهمی

مجذوبِ معشوق شدن را...

درد را برای چشیدن آفریده اند

اگرچه شانه ای استوار می خواهد

بار غمت را تاب آوردن

اما

اگر زیر بار غم شما کمر خم نکنم،

چه کنم؟؟!


حضرت دوست

حلقه ای بر گردنم افکنده دوست

می کشد آنجا که خاطرخواه اوست

شمسِِ آسمانی

به حضور "شمسـ"ـی می اندیشم

که چشمه ی غزلیات درونم را جوشانده است!


زبان چشمانم می سرایدو، دست دلم می نویسد...


و من تراوش غزل هایم را

در صفحه ی آسمان ثبت می کنم...

وقتی مجالی برایِ زمینی بودنشان نیست!

می دانی؟ عجیب دلتنگم!

گاهِ بدرقه ی زائرانت،

اشک که نه؛

این خون دل بود که از چشمانم می ریخت...

و تنها خدا آگاهست

بغض های شبانه ام را

وقتی که دلم پر می کشد و...


آخرالزمان

روزگاری است که مردم

تمامِ ایمانشان را

به چشم برهم زدنی

بر باد می دهند...

پ.ن:

خدایا یاریم ده تا اگر ذره ایمانی دارم،

به هیچش نبازم!

السَلام علي الرَاسِ المَرفُوع

دلی در خون نشسته دوست داری؟

بگو قلبی شکسته دوست داری؟

تو را ای عشق بی سر دوست دارم..

مرا با دست بسته دوست داری؟!

نه تنها تیر و تیغ و سنگ بوده

سر پیراهنت هم جنگ بوده

ولی شرمنده زینب دیر فهمید

که انگشتر به دستت تنگ بوده...

کاش هرگز فردا نمی آمد

کاش بودی و باز هم

با نگاه خمارت دلبری می کردی...

آرام بگیر

بخدا قسم تابِ این همه بی تابی ات را ندارد

کمتر در برابر چشمانش دست و پا بزن...

مادر به فدایت...

چهره بر میگردانم

تا مبادا اشک هایم روی کویر لب های ترک خورده ات بچکد...

الهی که مادر به فدای لب های تشنه ات...

خاکستر دل

خاکستر دل رباب را باد میزند

هر تکان گهواره ی خالی ات...

فقط یک قطره

هرگز از خاطر نمی برم،

تو فقط تشنه ی یک قطره آب بودی!

فقط یک قطره.........

زخم و نمک

هر قطره ی شیر مادری که داغ نوزاد دیده

خرواری از نمک است به زخم های بی پایانش...

(امان از این همه نمک که پس از تو به زخمم پاشیده شد)

از گهواره تا عرش

میان روضه

خیره به معصومیت نوزادی که در آغوش مادرش به خواب رفته .......

پ.ن:

تو هزار برابر او زیبا بودی...

پ.ن:

دلم فقط روضهء گهواره ات را میخواهد!   +  ،  +

داغ دل

و حتی شش ماه هم

برای مجنون شدن کافی ست...


به بهانه ی مهر علی و زهرا +

و اما عشق...

بهانه اي براي بهشتي شدن نبود،

خدا

"حسين" را به ميدان كشيد!

پ.ن:

بهشت را بها و بهانه تويي.

پنجره فولاد

بوي قلب سوخته ام را در  مي آورد

اشك هاي بي امان چشمانم

وقتي كه ميانِ خيرگيِ پنجره فولادت

در هواي كربلا مي سوزد...


جراحت!

من و جنون

در آغوش تنهايي

كنار حريمت

هر شب به إغما مي رويم  + ...

دلم گرفته

دلم ضريحت را گرفته،

بخدا قسم هر چه ميكنم باز نمي شود...

كربلا

از آن سرزمين باز نخواهم گشت،

اگر خودت جانِ دوباره أم ندهي...

پ.ن:

(مسافر ديار جنونم)


http://media.farsnews.com/Media/8710/ImageNews/871014/63_871014_L600.jpg

اين چهارده روز

به اندازه ي تمام لحظات اين سفر

اشك براي ريختن دارم!

به يتيمان سخت گرفتی

كاش كوفه،

به كاسه ی شير يتيمان، اين همه سخت نمي گرفت...


در طريق : + پدر


http://range-ashena.persiangig.com/image/imam%20gharib.jpg

سلسلهء عشق را، سلسله جنبان خداست

اي كه مرا خوانده ای، راه نشانم بده...

پ.ن:

هرکه غم ‏ات  را خرید، عشرت عالم فروخت

باخبرانِ غمت، بی‎خبر از عالم‏ند...


http://qurantv.irib.ir/goftogou/image/parcham.JPG


واهمه

تمام وجودم را پر می کند

ترس عبور از صراط آخر الزمان...

(و ابداً این بی تحرکی ها ی ممتد برایم قابل قبول نخواهد بود!)

صدو يكمين توبه!

_ : صد بار اگر توبه شكستي باز آي.

_ : صدو يكمين بار را هم مي پذيري؟!

شرمسار

آقا،

تمام امسال را

حتي يك گام هم برايت برنداشتم!


(اعتراف وقيحانه ام را با دلي دردمند ببخش)

دچار معرفت

"ادب"

در برابر چشمانت

به زانو افتاد...

(وقتي كه فرات هم از دريا بودنش خجالت مي كشيد...)

"عباس" يعني رنگ سرخ پرچم عشق

از مردانگي ات كه كم نمي شود!

اگر دور از چشم دنيا،

دست يك نامرد را بگيري.

پ.ن:

ليلي و مجنون فقط افسانه است

عشق بازي كار عباسِ علي ست

هيچ كجا براي من...

مي خواست كه فقط شش گوشه داشته باشد

- اين دل دچار من -

اما نشد...

(افسوس)

+ دانلود

غزلی نذر حضرت "او"

نهفته راز "اذا زلزلت" به چشمانت

اگر اشاره کنی کائنات می لرزد...


+ سید حمیدرضا برقعی


http://djmixnet2.persiangig.com/image/zahra_w014RRRRRRR.JPG


ادامه نوشته

دل ناگرانی مادرانه

لحظه های آخر تک به تک سفارش همه ی بچه ها را می کرد:

"هر کودکم به رفتاری حساس است، به کاری عادت دارد، به چیزی احتیاج دارد...

اما فقط یادت نرود علی جان

هر شب بالای سر حسینم یک کاسه پر از آب بگذار...

آخر او را تشنه سر می برند..."

فاطميه مادر ماه محرم

کیست که نداند؛

صورت کبودت، پهلوی شکسته ات، ذره ذره ی غبار چادر خاکی ات

لحظه به لحظه فریاد میزد: "وای غریب مادر..."


http://www.askquran.ir/gallery/images/11285/1_ghorub_karbala.jpg


به امید ظهور

بغض انتقام از خون تو، هنوز هم در رگ کوچه های مدینه جاری ست.

خاک بی نشانت مادر،

چقدر غریب تر می کند، درد حزن انگیز بقیع را!


http://www.askquran.ir/gallery/images/30356/1_bagi.jpg